علي الجلابي الهجويري الغزنوي

28

كشف المحجوب ( فارسى )

الْعَبْدُ * و سليمان را اندر استقامت ملكش كفت نِعْمَ الْعَبْدُ * چون رضاى رحمن حاصل شد فقر سليمان را چون غناء سليمان كردانيد و از استاد ابو القاسم قشيرى رض شنيدم كه كفت مردمان اندر فقر و غنا * هركسى سخن كفته‌اند و خود را چيزى اختيار كرده و من آن اختيار كنم كى حقّ مرا اختيار كند و مرا اندر آن نكاه دارد اكر * توانكر داردم غافل * و كذاشته نباشم و اكر درويش داردم حريص و معرض نباشم پس غنا نعمت و اعراض اندر وى آفت و فقر نعمت و حرص اندر وى آفت معانى جمله نيكو روش اندرو مختلف و فقر فراغت از ما دون و غنا مشغولى دل به غير چون فراغت آمد فقر از غنا اولىتر نه و غنا از فقر اولىتر نه غنا كثرت متاع و فقر قلّت آن و متاع بجمله از ان خداوند چون طالب به ترك * ملكيّت بكفت شركت از ميان برخاست و از هر دو اسم فارغ شد فصل [ در مدلول فقر نزد مشايخ ] و مشايخ * اين طريقت را اندرين معنى هر يكى را رمزيست و من به مقدار امكان اقاويل ايشان بيارم اندرين كتاب ان‌شاءالله عزّ و جلّ ، يكى از متاخّران كويد ليس الفقير من خلا من الزاد انّما الفقير من خلا من المراد فقير نه آن بود كى دستش از * متاع و زاد خالى بود فقير آن بود كه طبعش از مراد خالى بود چنانك خداوند تعالى وى را مالى دهد اكر مراد حفظ مال باشدش غنى بود و اكر مراد ترك مال باشدش هم غنى بود كى هر دو تصرّفست اندر ملك غير و فقر ترك تصرّف بود ، يحيى بن معاذ كويد رض علامة الفقر خوف زوال الفقر علامت صحّت فقر آنست كى بنده اندر كمال ولايت و قيام مشاهدت و فناى صفت مىترسد از زوال و قطعيت پس كمال آن